محکوم به گناه
مطالب رمانتیک وعاشقانه
چه تلخ است به یاد آوردن دیگرانی که نیستند... تو چگونه می توانی تاب بیاوری و استوار بایستی...؟ دستم را بگیر... من نیازمند پشتوانه ای به ایستادگی تو هستم... با من بمان... دلم می خواهد چشمهایم را ببندم... شاید با گشودن دوباره ی آن... زندگی چهره ی دیگری از خود نشان دهد... چهره ای که در رویای خود می پرورانم...
نظرات شما عزیزان:
قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |