محکوم به گناه
مطالب رمانتیک وعاشقانه
انتظار... دیروز اومده بود دیدنم با همون نگاهی که همیشه ارزوشو داشتم و ازم دریغ میکرد گریه کرد و گفت:دلش برام تنگ شده!!!!! میخواستم اشک هاشو از روی گونه هاش پاک کنم اما نتونستم!!!!!!!!! اون رفت و سنگ قبرم خیس خیس بود!!
نظرات شما عزیزان:
قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |