خدا آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا ،
زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را،
یکی مثل نسیم دشت میگوید:
در کنارت هستم ای تنها

مطالب رمانتیک وعاشقانه
پروردگارا...! مرا قلبی متواضع عطا کن که در سرما و گرما،در تحسین و نکوهش در لذت و درد،در بیماری و تندرستی و در خوشبختی و فلاکت مسرور باقی بماند. در قلب کوچک من آتش عظیم عشقت را بیفروز. بگذار شوقم به سیمای نیلوفرینت هر روز فزونی گیرد. و مرا یاری کن تا همه چیز را به آغوش پر مهر تو بسپارم... توسط سلنا جون کاش میشد... کاش میشد هیچکس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بودی باتو میمانم ولی رفتی و گفتی که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود … اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست، او جانشین همه نداشتن های من است... توسط سلنا شهریست در کناره ی ان شط پر خروش با نخلهای در هم و شب های پر ز نور شهریست در کنار ی ان شط و قلب من انجا اسیر پنجه ی مرد پر غرور شهریست در کناره ی ان شط که سالهاست اغوش خود به روی من و او گشوده است بر ماسه های ساحل و در سایه های نخل او بوسه ها ز چشم و لب من ربوده است ان ماه دیده است که من نرم کرده ام با جادوی محبت خود قلب سنگ او ان ماه دیده است که لرزیده اشک شوق در ان دو چشم وحشی و بیگانه رنگ او ما رفته ایم در دل شبهای ماهتاب با قایقی به سینه ی امواج بیکران بشکفته در سکوت پریشان نیمه شب بر بزم مانگاه ستارگان بر دامنم غنوده چو طفلی و من ز مهر بوسیده ام دو دیده ی در خواب رفته را در کام موج دامنم افتاده است و او بیرون کشیده دامن در اب رفته را اکنون منم که در دل این خلوت و سکوت ای شهر پر خروش ترا یاد می کنم دل بسته ام به تو او را عزیزدار من با خیال او دل خود شاد می کنم باز هم قلبی به پایم او فتاد باز هم چشمی به رویم خیره شد باز هم درگیرودار یک نبرد عشق من بر قلب سردی چیره شد باز هم از چشمه ی لبهای من تشنه ای سیراب شد سیراب شد باز هم در بستر اغوش من رهروی در خواب شد در خواب شد بر دو چشمش دیده می دوزم به ناز خود نمیدانم چه می جویم در او عاشقی دیوانه می خواهم که زود بگذرد از جاه و مال وابرو او شراب بوسه می خواهد ز من من چه بگویم قلب پر امید را او به فکر لذت و غافل که من طالبم ان لذت جاوید را من صفای عشق می خواهم از او تا فدا سازم وجود خویش را او تنی می خواهد از من اتشین تا بسوزاند در او تشویش را او به من می گوید ای اغوش گرم مست نازم که من دیوانه ام من به او گویم ای نا اشنا بگذر از من * من ترابیگانه ام اه از این دل اه از این جام امید عاقبت بشکست و کس رازش نخواند چنگ شد در دست هر بیگانه ای ای دریغا کس به اوازش نخواند افسون ان زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم ان زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم و بعد برای انچه از دست رفته اه می کشیم وقتی دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی دیگر رفت من به انتظار امدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست داشته باشد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من اغاز کردم و چه سخت است تنها شدن توسط سلنا تت بچه ها لطفا به این پست خیلی توجه کنین...!!! لطفا یه جمله ی خیلی قشنگ واسه اون که دلتنگشین بگید.... تازه جاییزه هم میدیماااااااا..... لطفا وقتی جواب و مینویسین یه مدت بعد برای دیدن اینکه برنده کیه حتما بیایناااااا جاییزش خیلی باحال میباشد از همین حالا شروع شد.....1و2و3 بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته توسط فلورا از خدا خواستم، نغمه هاي عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نكني و ببيني كه سايه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداري تنهايي. ولي اكنون تو رفته اي ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من اين است كه من شاهد رفتن تو هستم....
توسط سلنا جون
تنها ماندم...
خدا آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا ،
زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را،
یکی مثل نسیم دشت میگوید:
در کنارت هستم ای تنها
توسط سلنا جون
توسط سلنا
یه مسابقه ی خیلی باحال
بی تو بودن
آسمان پر باران چشم هایم
بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه
بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد
وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟
توسط فلورا
قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |